سینستزیا (Synesthesia) یا حسآمیزی یک پدیده ادراکی است که در آن تحریک یکی از حواس به طور کاملا غیرارادی و ناخودآگاه باعث ایجاد تجربهای در حس دیگری میشود. افرادی که سینستزیا دارند، ممکن است هنگام شنیدن موسیقی رنگها را ببینند، طعمها با کلمات خاصی برایشان تداعی شود یا اشکال را به عنوان پاسخ به صداها تجسم کنند. در حالی که سینستزیا برای بیشتر افراد به عنوان یک تجربه غیرعادی و نادر به نظر میرسد، حدود ۲٪ تا ۴٪ از جمعیت عمومی در سراسر جهان از این پدیده برخوردارند. این درصد هرچند نسبتاً کم است، اما نشاندهنده گستردگی این پدیده در میان افراد است.
انواع سینستزیا
یکی از رایجترین انواع سینستزیا به این صورت است که در آن حروف یا اعداد به صورت رنگی دیده میشوند. برای مثال، ممکن است حرف الف برای برخی از افراد دارای سینستزیا به رنگ قرمز باشد.
در نوعی دیگر از سینستزیا، برخی صداها باعث تجسم رنگها میشوند. مثلاً ممکن است نتهای موسیقی یا صداهای معمولی باعث ایجاد تجربهای از رنگ و گاهی حرکت در ذهن فرد شوند.
نوع نادری از سینستزیا باعث میشود که افراد به هنگام شنیدن برخی کلمات، طعمهایی را تجربه کنند. برای مثال، ممکن است کلمه فوتبال طعم شیرینی ناپلئونی را در ذهن فرد ایجاد کند.
گاهی ممکن است افراد دارای سینستزیا اعداد را به صورت اشکال فضایی تجسم کنند. برای مثال، یک توالی عددی ممکن است در ذهن فرد به صورت یک طرح خاص (مانند زیگزاگ) دیده شود.
افراد مبتلا به نوع دیگری از سینستزیا، زمانی که دیگران لمس میشوند، خودشان نیز احساس مشابهی را در بدنشان تجربه میکنند. این نوع سینستزیا به همدلی بیشتر مرتبط است.
در نوعی دیگر، افراد توالیها مانند ماهها یا اعداد را با ویژگیهای شخصیتی مرتبط میکنند. برای مثال، ممکن است فرد ماه مارس را شخصیتی شاد یا عدد ۵ را شخصیتی عصبی و غرغرو تصور کند.
و در نهایت در نوع هفتم سینستزیا، افراد اعداد یا تاریخها را در مکانهای خاص و مشخصی در اطراف خود تجسم میکنند؛ به عنوان مثال، ممکن است ماهها را به صورت دایرهای در اطراف بدنشان مشاهده کنند.
علل و فرآیند تحول سینستزیا
علت دقیق سینستزیا هنوز به طور کامل درک نشده است، اما برخی مطالعات نشان میدهند که ممکن است این پدیده به دلیل ارتباطات بیشتر بین بخشهای مختلف مغز که وظیفه پردازش حواس مختلف را دارند، به وجود بیاید. این تغییرات میتواند در دوران کودکی و در هنگام رشد مغز اتفاق بیفتد، به طوری که برخی مسیرهای عصبی که باید در فرآیند بلوغ از بین بروند، باقی میمانند. همچنین، ممکن است عوامل ژنتیکی در بروز سینستزیا نقش داشته باشند، زیرا این پدیده در برخی خانوادهها بیشتر دیده میشود و برخی ویژگیها مانند اختلالات طیف اوتیسم با احتمال بیشتری به سینستزیا مرتبط هستند.
یکی از نظریات مطرح در این حوزه، نظریه فعالسازی متقاطع (cross activation theory) است؛ مطابق این نظریه، اتصالات غیرضروری مغز طی مراحل تحول هرس نشده است؛ درست مانند اینکه برقکار فراموش کرده باشد اتصالات اضافی را قطع کند، حالا وقتی مردم چراغ اتاق نشیمن خود را روشن میکنند، تلویزیون هم روشن میشود! به عبارت دیگر، برخی از اتصالات مغزی که قرار بود از بین بروند، باقی ماندهاند.
سینستزیا ممکن است در سه حالت مختلف بروز کند:
با ریشهای ژنتیکی: از دوران کودکی وجود دارد و معمولاً با تنوع عصبی همراه است.
بر اثر آسیبی اکتسابی: گاهی پس از آسیب مغزی یا تغییرات عمده در مغز، شروع میشود.
بهوسطه مواد مخدر: مصرف مواد توهمزا میتواند باعث بروز سینستزیا شود.
ارتباط سینستزیا با هنر
سینستزیا تأثیر عمیقی در هنر و موسیقی داشته است و بسیاری از هنرمندان و موسیقیدانان برجسته به دلیل تجربیات خاص خود در این زمینه شناختهشدهاند. برای مثال، شخصیتهایی مانند آهنگساز مشهور فرانز لیست و نقاش معروف واسیلی کاندینسکی تجربه سینستزیا داشتند و اغلب رنگها و اشکال خاصی را در آثار هنری خود بهکار میبردند. این هنرمندان با استفاده از تجربیات سینستزیا خود، توانستند آثار نوآورانهای خلق کنند که ترکیبی از صدا، رنگ و شکل را در بر میگرفت. برای آنها، دنیای موسیقی یا هنر به یک تجربه چندحسی تبدیل میشد که در آن رنگها و اشکال بهطور طبیعی به صداها و نتها پاسخ میدادند و بالعکس.
امروزه، بسیاری از هنرمندان و موسیقیدانان معاصر سینستزیا را به عنوان یک عامل مهم در فرآیندهای خلاقانه خود میشناسند. این تجربه به آنها اجازه میدهد تا جهان را از زاویهای متفاوت مشاهده کرده و از آن برای ایجاد آثار هنری منحصر به فرد استفاده کنند. به عبارت دیگر، سینستزیا به هنرمندان کمک میکند تا مرزهای معمول ادراک حسی را در هم بشکنند و از ترکیب حواس مختلف برای انتقال احساسات و ایدههای خود استفاده کنند. برای این هنرمندان، سینستزیا نه تنها یک تجربه شخصی است، بلکه یک منبع الهام برای خلق آثاری است که توانایی تحریک و تحت تأثیر قرار دادن حواس مختلف مخاطب را دارند.
سخن پایانی
سینستزیا نمونهای جذاب از این است که مغز انسان چگونه میتواند اطلاعات حسی را پردازش و تفسیر کند. این پدیده نشان میدهد که چگونه برخی افراد قادرند به طور همزمان از چند حس مختلف برای تجربه یک واقعیت واحد استفاده کنند، به طوری که تجربهای فراتر از حالت معمول ایجاد میشود. سینستزیا نه تنها تجربه حسی فرد را به طرز چشمگیری غنیتر میکند، بلکه میتواند به عنوان یک پنجره برای درک بهتر نحوه کارکرد مغز و ادراک انسان مورد استفاده قرار گیرد. این پدیده به ما این امکان را میدهد که تنوع عصبی و پیچیدگیهایی را که در مغز و سیستم عصبی انسان وجود دارد، بهتر بشناسیم. از آنجا که سینستزیا میتواند به شکلی خاص هر فرد را تحت تأثیر قرار دهد، بررسی آن میتواند کمک کند تا نحوه پردازش و همزمانسازی اطلاعات حسی مختلف در مغز روشنتر شود. به همین دلیل، سینستزیا نه تنها موضوعی جذاب برای تحقیقات علمی است، بلکه میتواند به درک عمیقتری از تفاوتهای فردی و عملکردهای مغز انسان منجر شود.
منابع:
Verywell Mind
www.betterhelp.com
www.kids.frontiersin.org