آیا ADHD، نوعی نقص در کارکردهای اجرایی* است؟
همانطور که پیشتر گفتیم، یکی از مهمترین زمینههای مشکل در افراد دارای ADHD، کارکردهای اجرایی مغز است. اما منظور از کارکرد اجرایی دقیقاً چیست؟
کارکرد اجرایی مجموعهای از مهارتهای ذهنی است که به ما کمک میکند افکار و فعالیتهایمان را ساماندهی کنیم، کارها را اولویتبندی کنیم، زمان را مدیریت کنیم و تصمیمهای درستی بگیریم. این مهارتها باعث میشوند بتوانیم برای رسیدن به اهدافمان برنامهریزی کنیم، برای پروژهها ساختار مشخصی بچینیم و گامبهگام آنها را جلو ببریم.
وقتی کسی دچار اختلال در عملکرد اجرایی باشد (Executive Dysfunction)، انجام این کارها برایش بسیار سخت میشود. چنین افرادی اغلب نمیتوانند درست برنامهریزی کنند، در کارهای بزرگ سردرگم میشوند.
آیا اختلال کارکرد اجرایی یکی از علائم ADHD است؟
بله، ولی باید به دقت به رابطه بین «ADHD» و «اختلال عملکرد اجرایی» توجه کرد. بسیاری از افراد این دو را یکی میدانند، اما موضوع پیچیدهتر از این است.
آیا ADHD نوعی اختلال عملکرد اجرایی است؟ آیا هر اختلال عملکرد اجرایی، همان ADHD است؟ پاسخ این پرسشها به این بستگی دارد که ما از «کارکرد اجرایی» چه تعریفی داریم و چگونه آن را به خودتنظیمی (Self-regulation) ربط میدهیم.
اصطلاح کارکرد اجرایی برای اولین بار در دهه ۱۹۷۰ و توسط کارل پریبِرام (Karl Pribram) مطرح شد. پژوهشهای او نشان دادند که کارکردهای اجرایی عمدتا توسط قسمت جلویی مغز یعنی قشر پیشپیشانی (Prefrontal Cortex) مدیریت میشوند. تا کنون، دانشمندان چهار مدار اصلی در این ناحیه شناسایی کردهاند که با عملکرد اجرایی در ارتباطاند:
۱. مدار «چه چیزی» (What Circuit): این مدار با حافظهی فعال (Working Memory)** مرتبط است، جایی که افکار ما برای اولین بار به رفتار جهت میدهند؛ مثلاً وقتی برای آینده برنامهریزی میکنیم یا هدفی تعیین میکنیم.
۲. مدار «کِی» (When Circuit): این مدار مسئول زمانبندی و توالی کارهاست؛ یعنی هماهنگی بین توالی کارها و زمانبندی انجام آنها را بر عهده دارد. در ADHD، اختلال در این مدار باعث مشکلاتی در مدیریت زمان میشود.
۳. مدار «چرا» (Why Circuit): مدار مربوط به احساسات است. افکار و احساسات در این بخش روی تصمیمگیری نهایی ما تأثیر میگذارند. هنگام انتخاب بین گزینههای مختلف، احساسی که نسبت به آنها داریم در انتخاب نهایی تأثیر میگذارد.
۴. مدار «چه کسی» (Who Circuit): این مدار با خودآگاهی در ارتباط است؛ یعنی اینکه بدانیم چه احساسی داریم، در حال انجام چه کاری هستیم، و چه اتفاقی برایمان افتاده است.
درADHD، شدت و نوع علائم بستگی به این دارد که کدامیک از این مدارها بیشتر تحتتأثیر قرار گرفتهاند. برایناساس نوع علائم بین افراد متفاوت خواهد بود. برخی افراد نقص شدیدتری در حافظهی کاری دارند، برخی دیگر در تنظیم احساسات، یا در زمانبندی. اما همگی با این مدارها در ارتباطاند.
هفت مهارت اصلی کارکردهای اجرایی
بهطور کلی، کارکرد اجرایی به تواناییهای شناختی و ذهنیای اشاره دارد که افراد برای پیگیری فعال اهداف خود به آنها نیاز دارند. بهعبارتی، عملکرد اجرایی یعنی اینکه چگونه برای رسیدن به اهداف آیندهمان رفتار میکنیم، و چه قابلیتهای ذهنیای برای این مسیر لازم داریم.
این مفهوم بهشدت با «خودتنظیمی» گره خورده است؛ کارکردهای اجرایی کارهایی هستند که برای تغییر رفتار خود انجام میدهیم. هدف از بهکارگیری این کارکردها، بهبود زندگی و آیندهی ماست.
حالا که با مدارهای مغزی مرتبط با کارکردهای اجرایی آشنا شدیم، بیایید ببینیم این مهارتها دقیقاً چه هستند:
۱. خودآگاهی (Self-awareness): یعنی اینکه بتوانیم توجهمان را روی خودمان متمرکز کنیم و بدانیم چه میکنیم.
۲. مهار یا بازداری (Inhibition): توانایی کنترل تکانهها و رفتارهای ناگهانی.
۳. حافظهی کاری غیرکلامی: توانایی نگهداشتن تصاویر در ذهن؛ در واقع همان تصویرسازی ذهنی.
۴. حافظهی کاری کلامی: گفتوگوی درونی یا «صدای ذهنی» که در ذهنمان با خود حرف میزنیم.
۵. تنظیم احساسات: توانایی استفاده از چهار مهارت قبلی برای کنترل و پردازش احساساتمان.
۶. خودانگیزشی (Self-motivation): توانایی انگیزهدادن به خود برای انجام کارهایی که پاداش بیرونی فوری در پی ندارند.
۷. برنامهریزی و حل مسئله: توانایی تحلیل مسائل و یافتن راهحلهای جدید با استفاده از فکر و بازی ذهنی با اطلاعات.
اگر این لیست برایتان آشناست، تعجب نکنید؛ هرکسی که ADHD دارد، احتمالاً در همه یا بیشتر این مهارتها دچار مشکل است. برای مثال، ناتوانی در مهار خود منجر به رفتارهای تکانشی میشود و ضعف در تنظیم احساسات باعث انفجارهای هیجانی بیموقع.
در واقع میتوان گفت که ADHD نوعی اختلال در کارکردهای اجرایی مغز است؛ اصطلاح ADHD تنها برچسبی برای این مجموعه از مشکلات است.
این هفت مهارت، بهصورت تدریجی رشد میکنند. مثلاً خودآگاهی در حدود ۲ سالگی شروع به رشد میکند، و مهارتهایی مثل برنامهریزی تا حدود ۳۰ سالگی در افراد بدون اختلال بهطور کامل شکل میگیرند. اما در افراد دارای ADHD، رشد این مهارتها حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد کندتر است. به همین دلیل است که ممکن است یک نوجوان یا بزرگسال با ADHD رفتاری شبیه به افراد کمسنتر داشته باشد.
حالا چه باید کرد؟
آشنایی با این مهارتها و مدارهای مغزی میتواند به والدین کمک کند تا علائم اولیه ADHD را در فرزند خود تشخیص دهند و قبل از بروز مشکلات تحصیلی، برای ارزیابی تخصصی و دریافت حمایت آموزشی اقدام کنند. با درمان و پشتیبانی مناسب، افراد دارای ADHD میتوانند آموختههای خود را بهکار گیرند و این مهارتها را بهتدریج تقویت کنند. مجموعه سنجشهای شناختی کارکردهای شناختی کودکان در وبسایت باشگاه مغز، میتواند به والدین در این مسیر کمک کند.
از سوی دیگر، بزرگسالانی که در سالهای اخیر متوجه این اختلال در خود شدهاند، میتوانند با دریافت خدمات درمانی و توانبخشی شناختی، عملکردهای ذهنی خود را تقویت کرده و زندگی بهتری را تجربه کنند. اما فراموش نکنید که قدم اول شناسایی علائم ADHD در خودتان است.
📑منبع:
https://www.additudemag.com/7-executive-function-deficits-linked-to-adhd
*: Executive Function
**: حافظه فعال شبیه میز کار مغز ماست. وقتی میخواهیم پردازشی روی اطلاعات واردشده به مغز انجام دهیم، نیاز داریم آن اطلاعات را روی میز کار مغزمان بچینیم.
•گردآورنده محتوا: شیما اورعی
کارشناسی ارشد روانشناسی شناختی