💭نخستین پرسش اساسی این است که روانشناسی دقیقاً چیست؟
روانشناسی علم مطالعه ذهن و رفتار است. ذهن شامل فرایندهایی مانند تفکر، یادگیری، حافظه، هیجان، انگیزش و ادراک میشود و رفتار به اعمال قابل مشاهده انسان در تعامل با محیط اشاره دارد. روانشناسی برخلاف تصور رایج، صرفاً «حرف زدن درباره مشکلات» یا «نصیحت کردن» نیست، بلکه دانشی علمی است که بر پایه پژوهش، مشاهده، آزمایش و ارزیابیهای استاندارد بنا شده است. روانشناسان تلاش میکنند بفهمند چرا انسانها به شکل خاصی فکر، احساس یا رفتار میکنند و چگونه میتوان این الگوها را در صورت لزوم تغییر داد.
💭پرسش بعدی این است که روانشناس کیست؟
روانشناس فردی است که در رشته روانشناسی در دانشگاه تحصیل کرده و حداقل مدرک کارشناسی ارشد یا دکتری در یکی از گرایشهای روانشناسی دارد. روانشناس آموزش دیده است تا رفتار و فرایندهای روانی انسان را ارزیابی کند، از ابزارهای علمی مانند مصاحبه، آزمونهای روانشناختی و مشاهده استفاده کند و بر اساس دانش تخصصی خود به مراجعان کمک نماید. نکته بسیار مهم این است که روانشناس پزشک نیست و دارو تجویز نمیکند؛ تمرکز او بر ارزیابی روانشناختی، رواندرمانی، آموزش مهارتها و مداخلات غیردارویی است.
در این میان، یکی از مفاهیمی که اغلب با روانشناسی اشتباه گرفته میشود، روانکاوی است. روانکاو متخصصی است که در چارچوب نظریههای روانکاوی، با ریشه در اندیشههای زیگموند فروید، فعالیت میکند. روانکاوی بر نقش ناخودآگاه، تجارب دوران کودکی، تعارضهای درونی و روابط اولیه تمرکز دارد. روانکاو معمولاً روانشناس یا روانپزشکی است که پس از تحصیلات دانشگاهی، دورههای تخصصی و طولانیمدت روانکاوی را گذرانده است. درمان روانکاوانه اغلب عمیق، بلندمدت و مبتنی بر گفتوگوهای منظم است و با بسیاری از رواندرمانیهای کوتاهمدت تفاوت دارد.
💭پرسش مهم دیگر این است که روانپزشک کیست؟
روانپزشک پزشک است؛ یعنی ابتدا در رشته پزشکی عمومی تحصیل کرده و سپس تخصص روانپزشکی را گذرانده است. روانپزشکان میتوانند اختلالات روانی را تشخیص دهند و دارو تجویز کنند. تمرکز اصلی آنها بر جنبههای زیستی و شیمیایی اختلالات روانی است، هرچند بسیاری از روانپزشکان از رواندرمانی نیز استفاده میکنند. تفاوت اصلی روانپزشک با روانشناس در امکان تجویز دارو است.
متخصص مغز و اعصاب یا نورولوژیست نیز گاهی با روانپزشک یا روانشناس اشتباه گرفته میشود. نورولوژیست پزشکی است که به بیماریهای سیستم عصبی مانند سکته مغزی، صرع، پارکینسون، اماس، سردردهای مزمن و آسیبهای مغزی میپردازد. تمرکز او بر مشکلات ساختاری و فیزیولوژیک مغز و اعصاب است، نه اختلالات روانی به معنای کلاسیک.
یکی از کاربردیترین پرسشها این است که هنگام بروز مشکل باید به چه کسی مراجعه کنیم. پاسخ به این سؤال به نوع مشکل بستگی دارد. در صورت بروز علائمی مانند غمگینی طولانیمدت، اضطراب شدید، وسواس، مشکلات ارتباطی، تعارضهای خانوادگی یا مشکلات هیجانی، مراجعه به روانشناس یا مشاور گزینه مناسبی است. اگر علائم شدیدتری مانند توهم، هذیان، نوسانات شدید خلق، افکار خودکشی یا نیاز به دارودرمانی وجود داشته باشد، مراجعه به روانپزشک ضروری است. در مواردی که علائم جسمی و عصبی مانند تشنج، بیحسی اندامها، سردردهای غیرعادی یا اختلالات حرکتی دیده میشود، متخصص مغز و اعصاب مرجع مناسب خواهد بود.
در بسیاری از موارد، همکاری میان این تخصصها بهترین نتیجه را به همراه دارد. ممکن است فرد همزمان تحت درمان دارویی روانپزشک و رواندرمانی روانشناس قرار گیرد یا پس از بررسی نورولوژیست، برای حمایت روانشناختی ارجاع داده شود.
همانگونه که برای سلامت جسم به پزشک عمومی و برای سلامت دندان به دندانپزشک مراجعه میکنیم، برای چالشهای زندگی مانند شیوه مطالعه، انتخاب رشته تحصیلی، انتخاب شغل، رشد و توسعه فردی، مدیریت اضطراب اجتماعی، وابستگیهای رفتاری و اعتیادی، مسائل ازدواج، فرزندپروری و مسائل جنسی نیز داشتن یک روانشناس یا مشاور خانواده توصیه میشود. این متخصص با ارزیابی دقیق مشخص میکند که مشکل در سطح مهارتی و آموزشی است یا ریشههای عصبی، شیمیایی یا غددی دارد و متناسب با نوع و شدت مشکل، مسیر مداخله مناسب را پیشنهاد میدهد.
💭فردی که علاقهمند به ادامه تحصیل در رشته روانشناسی است، چه ویژگیهایی باید داشته باشد؟
بر اساس مقاله اینوبات و همکاران (2019) با عنوان «توسعه حرفهای روانشناس بهعنوان پایه صلاحیت حرفهای»، ویژگیهای زیر برای علاقهمندان به این رشته ضروری است:
۱. علاقه و کنجکاوی نسبت به انسان و رفتار او
• میل واقعی به درک رفتار، هیجانات و فرایندهای ذهنی انسان
• کنجکاوی علمی برای تحلیل رفتار و شناخت عمیق انسان
۲. همدلی و توانایی شنیدن فعال
• توانایی درک احساسات دیگران بدون قضاوت
• مهارت گوش دادن دقیق و تحلیل تجربههای مراجع
۳. تفکر خلاق و ذهن باز
• توانایی ارائه راهکارهای نوآورانه برای مسائل پیچیده
• پذیرش دیدگاههای متنوع و تحمل تفاوتها
۴. انگیزه واقعی برای کمک به دیگران
• تمرکز بر نیازهای مراجعان
• تمایل به ارتقای کیفیت زندگی افراد
۵. ثبات هیجانی و تحمل استرس
• مدیریت هیجانات شخصی در شرایط دشوار
• مقاومت در برابر فشارهای تحصیلی و شغلی
۶. خودآگاهی و اعتمادبهنفس
• شناخت نقاط قوت و ضعف فردی
• استفاده از تجربههای شخصی برای رشد حرفهای
۷. مهارتهای ارتباطی مؤثر
• ایجاد رابطه حرفهای، امن و حمایتکننده
• جلب اعتماد مراجع
۸. توانمندی علمی و روانفیزیکی مناسب
• سطح مناسب هوش، تمرکز و انرژی ذهنی
۹. انگیزه برای یادگیری مداوم
• تمایل به بهروز نگه داشتن دانش و مهارتها
فرایند مطالعه علمی روانشناسی در ایران
ادامه تحصیل در رشته روانشناسی پس از پایان دوره دبیرستان آغاز میشود. این رشته جزو رشتههای شناور محسوب میشود؛ به این معنا که داوطلبان گروههای علوم انسانی، علوم تجربی و ریاضی-فیزیک امکان ورود به آن را دارند، هرچند ظرفیت پذیرش برای هر گروه متفاوت است. بهطور معمول، بیشترین ظرفیت به داوطلبان علوم انسانی اختصاص دارد و سهم کمتری برای گروههای تجربی و ریاضی در نظر گرفته میشود.
در مقطع کارشناسی، رشته روانشناسی فاقد گرایش است و دانشجویان در طول تحصیل با حوزههای مختلف این علم از جمله روانشناسی بالینی، تربیتی، رشد، اجتماعی، شخصیت، شناختی و صنعتی–سازمانی آشنا میشوند. بهطور میانگین سالانه حدود ۲۰ هزار دانشجو در مقطع کارشناسی روانشناسی در دانشگاههای سراسری، آزاد اسلامی، پیام نور و غیرانتفاعی پذیرش میشوند.
مدرک کارشناسی روانشناسی امکان فعالیتهای محدود اجرایی و آموزشی را فراهم میکند؛ از جمله همکاری در مراکز دولتی و آموزشی، فعالیت بهعنوان نیروی اجرایی یا منشی مراکز روانشناسی و تدریس درس روانشناسی در مقطع دبیرستان. با این حال، انجام فعالیت بالینی و تخصصی مستلزم تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد و دریافت مجوزهای حرفهای است.
ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد از طریق آزمون سراسری یا سهمیه استعدادهای درخشان انجام میشود. در این مقطع، گرایشهای متعددی در دانشگاههای زیر نظر وزارت علوم ارائه میگردد که از مهمترین آنها میتوان به روانشناسی عمومی، روانشناسی بالینی (با گرایشهای خانواده و کودک و نوجوان)، سنجش و اندازهگیری (روانسنجی)، روانشناسی صنعتی و سازمانی، روانشناسی تربیتی، روانشناسی اجتماعی، روانشناسی شخصیت، روانشناسی سلامت، روانشناسی و آموزش کودکان استثنایی، علوم شناختی (شامل روانشناسی شناختی، توانبخشی شناختی و ذهن، مغز و تربیت) و روانشناسی دین اشاره کرد.
در سطح وزارت بهداشت نیز گرایشهای روانشناسی بالینی، روانشناسی بالینی کودک و نوجوان، روانشناسی سلامت و بهداشت روان ارائه میشود که به دلیل ارتباط مستقیم با محیطهای درمانی، فرصتهای بیشتری برای کسب تجربه بالینی فراهم میکنند.
ظرفیت پذیرش در مقطع کارشناسی ارشد در دانشگاههای وابسته به وزارت علوم بهطور تقریبی حدود ۵ هزار نفر و در دانشگاه آزاد اسلامی نیز حدود ۵ هزار نفر در سال است. با وجود این ظرفیت بالا، یکی از چالشهای جدی نظام آموزش روانشناسی در ایران، کمبود آموزشهای عملی، کارآموزی و کارورزی واقعی و ساختارمند است که میتواند بر آمادگی حرفهای دانشآموختگان تأثیرگذار باشد.
ادامه تحصیل در مقطع دکتری تخصصی
مقطع دکتری تخصصی روانشناسی بالاترین سطح تحصیلات دانشگاهی در این رشته محسوب میشود و هدف اصلی آن تربیت پژوهشگران، اساتید دانشگاه و متخصصان ارشد است. ورود به این مقطع از طریق آزمون دکتری (نیمهمتمرکز) و در برخی موارد از طریق سهمیه استعدادهای درخشان انجام میشود. پذیرش در این مقطع بسیار رقابتی است و علاوه بر نمره آزمون کتبی، مصاحبه علمی، بررسی سوابق پژوهشی، کیفیت پایاننامه کارشناسی ارشد، مقالات علمی، تسلط نسبی بر زبان انگلیسی و انگیزهنامه نقش تعیینکنندهای دارند.
دوره دکتری معمولاً بین ۴ تا ۵ سال به طول میانجامد و شامل واحدهای آموزشی پیشرفته، آزمون جامع، انجام پژوهشهای تخصصی و تدوین رساله دکتری است. در این مقطع، دانشجو بهصورت عمیق در یک حوزه خاص از روانشناسی تخصص پیدا میکند و انتظار میرود توانایی تولید دانش علمی، طراحی پژوهشهای پیشرفته و تحلیل دادههای پیچیده را کسب کند.
گرایشهای دکتری در دانشگاههای زیر نظر وزارت علوم شامل موارد زیر است:
• دکتری روانشناسی
• دکتری روانشناسی بالینی
• دکتری روانشناسی سلامت
• دکتری خانواده و سلامت جنسی
• دکتری روانشناسی صنعتی و سازمانی
• دکتری علوم شناختی – روانشناسی
o گرایش روانشناسی شناختی
در مقطع دکتری دانشگاههای زیر نظر وزارت بهداشت نیز گرایشهای زیر ارائه میشود:
• دکتری روانشناسی بالینی
• دکتری روانشناسی نظامی
ظرفیت پذیرش در مقطع دکتری در مقایسه با مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد بسیار محدود است و سالانه تنها تعداد اندکی از داوطلبان موفق به ورود به این مقطع میشوند.
مسیر شغلی دانشآموختگان روانشناسی
بهطور کلی میتوان مسیرهای شغلی را به سه دسته تقسیم کرد: حوزه بالینی، سازمانهای دولتی و مراکز آموزشی. در طول چرخه زندگی انسان، روانشناسان با گرایشهای مختلف میتوانند از دوران کودکی تا سالمندی خدمات تخصصی ارائه دهند؛ از ارزیابی رشد کودک و مشکلات یادگیری گرفته تا درمان اختلالات روانی، مشاوره ازدواج، مدیریت استرس، مسائل سالمندی و توانبخشی شناختی.
مهارتهای لازم برای متخصص روانشناسی
مهارتهای عمومی:
• سلامت روان و اخلاق حرفهای
• نداشتن سوءپیشینه کیفری
• آگاهی اجتماعی و پایبندی به رویکرد علمی
• مهارتهای ارتباطی و رفتاری مناسب
• علاقهمندی و دلسوزی نسبت به انسانها
مهارتهای تخصصی:
• تسلط بر دانش پایه روانشناسی، آسیبشناسی روانی، علوم اعصاب شناختی، نظریههای شخصیت و رواندرمانی
• مهارت در ارزیابی، مصاحبه بالینی و کار با آزمونهای روانشناختی
• توانایی طراحی و اجرای مداخلات درمانی، آموزشی و توانبخشی
در نهایت، مهارتهای مدیریتی و بازاریابی حرفهای نیز برای موفقیت شغلی ضروریاند؛ حوزهای که متأسفانه در نظام آموزشی کشور کمتر به آن پرداخته میشود، اما نقش مهمی در پایداری و توسعه حرفهای روانشناسان دارد.
یکی از مسیرهای شغلی دانشآموختگان روانشناسی، فعالیت در مراکز دولتی مانند دانشگاهها، سازمان بهزیستی، سازمان زندانها و آموزشوپرورش است. اشتغال در این مراکز معمولاً مستلزم شرکت در آزمونهای استخدامی، داشتن مدرک تحصیلی مرتبط و در برخی موارد برخورداری از سابقه کاری و مجوزهای حرفهای است.
مسیر شغلی دیگر، فعالیت در مراکز آموزشی است. کار در مهدکودکها، مدارس ابتدایی و متوسطه بهعنوان مشاور مدرسه، معلم یا مدرس درس روانشناسی در دبیرستان از جمله این فرصتهاست که تمرکز آنها بیشتر بر آموزش، پیشگیری و توانمندسازی دانشآموزان است.
تولید محتوا نیز یکی از حوزههای نوظهور و رو به رشد برای دانشآموختگان روانشناسی محسوب میشود. تولید محتوای آموزشی و علمی در قالب کتاب، مقاله، دورههای آموزشی، شبکههای اجتماعی، پادکست و سایر رسانههای دیجیتال میتواند بهعنوان یک مسیر شغلی مکمل یا حتی مستقل مطرح باشد.
نویسنده: پوریا سعادت
عصبروان شناس شناختی
کاندیدای دکتری علوم شناختی، روان شناسی شناختی، دانشگاه شهید بهشتی
سوپروایزر بالینی مرکز علوم اعصاب و روان شناسی سایبر
متخصص درمان توانبخشی شناختی، مرکز توانبخشی سکته مغزی تبسم