آلکسیتایمیا (Alexithymia) یا ناگویی هیجانی، وضعیتی است که در آن شناسایی و بیان احساسات برای فرد مشکل میشود. این وضعیت میتواند تأثیرات منفی بسیاری بر روی سلامت روان افراد و عملکرد روزمره آنها بگذارد. افراد مبتلا به این وضعیت در شناسایی و بیان احساسات خود مشکل دارند. شاید فکر کنید که کاهش آگاهی هیجانی میتواند افراد را از احساسات منفی محافظت کند، اما در واقع این مشکل باعث سختتر شدن کنترل هیجانات منفی میشود و به اختلالات روانی مانند افسردگی و اضطراب میانجامد. یکی از مشکلات اصلی افراد درگیر با آلکسیتایمیا دشواری در تنظیم هیجانات است. افراد مبتلا به این وضعیت نمیتوانند به راحتی احساسات خود را شناسایی یا بیان کنند. این مشکل میتواند درمان اختلالات خلقی و اضطرابی را پیچیدهتر کند. علاوه بر این، افراد مبتلا به آلکسیتایمیا تمایل دارند به رفتارهای اعتیادی مانند قمار، استفاده زیاد از اینترنت و مصرف مواد مخدر روی بیاورند.
آلکسیتایمیا و اختلالات روانشناختی
در حالی که آلکسیتایمیا و افسردگی معمولاً با هم دیده میشوند، تحقیقات نشان میدهند که این دو مسئله از هم جدا هستند. در افرادی که مبتلا به افسردگی شدید هستند، ممکن است آلکسیتایمیا نیز داشته باشند و احتمال ابتلا به مشکلات روانی مانند روانپریشی و فوبیا را افزایش دهد. آلکسیتایمیا همچنین در افراد مبتلا به اضطراب عمومی، اختلال پانیک و PTSD شایع است. در بعضی مطالعات ارتباط آلکسیتایمیا با اختلال وسواس فکری-عملی (OCD) نیز مشاهده شده است. آلکسیتایمیا در اختلالات عصبیرشدی مانند اختلال طیف اوتیسم (ASD) نیز با شیوع بالایی دیده میشود. در حدود ۵۰ درصد از افرادی که مبتلا به اوتیسم هستند، آلکسیتایمیا وجود دارد که این مقدار تقریباً ده برابر بیشتر از میزان آن در جمعیت عمومی است. بهطورکلی، پژوهشها نشان میدهند که آلکسیتایمیا میتواند تحت تأثیر عوامل ژنتیکی و محیطی قرار گیرد و تجربیات تلخ دوران کودکی، مانند آسیبهای روانی، میتواند باعث افزایش آلکسیتایمیا در دوران بزرگسالی شود.
ارزیابی آلکسیتایمیا
آگاهی هیجانی معمولاً از طریق ابزارهای خودگزارشی مانند مقیاس آلکسیتایمیا تورنتو (TAS) اندازهگیری میشود، اما این ابزارها محدودیتهایی دارند. یکی از مشکلات این است که ممکن است ویژگیهای دیگر مانند تمایل به پذیرش اجتماعی یا سوگیریهای شناختی بر نتایج تأثیر بگذارند. برای حل این مشکلات، پژوهشگران به استفاده از ارزیابیهای عملکردی و عینی روی آوردهاند. بهعنوان مثال، مقیاس آگاهی هیجانی افراد (LEAS) توانایی فرد را در توصیف احساسات خود و دیگران ارزیابی میکند. این ابزار میتواند بهطور مؤثرتر آلکسیتایمیا را اندازهگیری کند.
مدیریت و درمان آلکسیتایمیا
مطالعه آلکسیتایمیا و آگاهی هیجانی هنوز چالشهای زیادی دارد. با این حال، استفاده از روشهای عملکردی جدید، تحلیل دادههای فیزیولوژیکی و مدلهای محاسباتی میتواند به ما کمک کند تا درک بهتری از این وضعیت پیدا کنیم و درمانهای مؤثرتری برای افراد مبتلا به آن ارائه دهیم. این پیشرفتها میتوانند بهبودهایی در درمان اختلالات روانی و عصبی به همراه داشته باشند. شایان ذکر است که یکی از راههای پیشگیری از به وجود آمدن این وضعیت، افزایش دامنه واژگان مربوط به هیجانات از دوران کودکی است.
ارتباط بین آلکسیتایمیا و مفهوم تنوع عصبی
درک دقیقتر آلکسیتایمیا میتواند به ما کمک کند تا ارتباط آن با تنوع عصبی (Neurodiversity) را بهتر درک کنیم. آلکسیتایمیا در اختلالات عصبیرشدی مانند اختلال طیف اوتیسم (ASD) شایع است و ممکن است برخی ویژگیهای این اختلالات، از جمله تفاوتهای در پردازش و شناسایی هیجانات، با آلکسیتایمیا مرتبط باشد. بستههای سنجش شناختی خلق و احساسات و تنظیم هیجانات باشگاه مغز میتواند دید نسبتا جامعی از وضعیت تنظیم خلقی شما ارائه دهد. برای دستیابی به این بستههای سنجش شناختی بر روی دکمههای زیر کلیک کنید.
بسته سنجش شناختی خلق و احساسات
بسته سنجش شناختی تنظیم هیجانات
منبع
https://pmc.ncbi.nlm.nih.gov/articles/PMC8456171/