بررسیهای گسترده نشان میدهند که هفت عامل خطر مهم قابل اصلاح وجود دارد که نقش کلیدی در بروز زوال عقل، از جمله بیماری آلزایمر دارند:
تحصیلات پایین: سطح پایین تحصیلات با کاهش ظرفیت شناختی و افزایش خطر ابتلا به زوال عقل رابطه دارد. تمرینهای شناختی و یادگیری مادامالعمر میتواند نوعی حفاظت شناختی در برابر آنها ایجاد کند.
فشار خون بالا در میانسالی: فشار خون کنترل نشده ممکن است به آسیب به عروق مغزی و کاهش جریان خون به مغز منجر شود.
چاقی در میانسالی: چاقی علاوه بر اثرات منفی روی قلب و عروق، با التهاب مزمن و اختلالات متابولیکی باعث افزایش خطر ابتلا به اختلالهای شناختی میشود.
دیابت: قند خون بالا و مقاومت به انسولین آسیبهای متعددی به سیستم عصبی وارد میکند.
کمتحرکی: فعالیت بدنی منظم باعث بهبود جریان خون، سلامت عروق مغزی و افزایش ساختارهای حمایتی مغز میشود.
مصرف سیگار: نیکوتین و دیگر مواد سمی سیگار باعث آسیب سلولهای عصبی و کاهش اکسیژنرسانی میشود.
افسردگی: اختلالات خلقی مزمن میتوانند موجب افت عملکرد شناختی شده و حتی شروع زوال عقل را تسریع کنند.
مطالعات اپیدمیولوژیک و مدلسازیها نشان میدهند که اصلاح این عوامل خطر میتواند تا یکسوم موارد ابتلا به آلزایمر و سایر اختلالات شناختی را پیشگیری کند. این آمار، فرصتی بینظیر برای سیاستگذاران، متخصصان سلامت و خود افراد است تا با اقدامهای هدفمند و علمی، مسیر آینده سلامت شناختی را تغییر دهند.
اما نکته مهم این است که زوال عقل بیماریای پیچیده و چندبعدی است که عوامل متعددی در بروز و پیشرفت آن نقش دارند. بنابراین، مداخلات پیشگیرانهای که تنها بر یک بعد تمرکز کنند، نتایج محدود یا ناکافی خواهند داشت. این موضوع شبیه به پیشگیری از بیماریهای قلبی یا دیابت نوع ۲ است؛ جایی که ترکیب تغییرات در سبک زندگی، مدیریت عوامل خطر و آموزش مستمر، باعث کاهش چشمگیر ابتلا و پیشرفت بیماریها شده است.
در راستای این رویکرد، مطالعهای بزرگ و دقیق طراحی شد تا بررسی کند آیا مداخلهای چندوجهی، شامل بهبود تغذیه، فعالیت بدنی منظم، تمرینات شناختی و پایش عوامل خطر عروقی، میتواند عملکرد شناختی سالمندان در معرض خطر را بهبود داده یا حفظ کند. این مطالعه دوسوکور، تصادفی و کنترلشده، با مشارکت ۱۲۶۰ سالمند ۶۰ تا ۷۷ ساله انجام شد که از طریق مطالعات ملی پیشین با معیارهای دقیق شامل شرایط ورود شامل داشتن نمره خطر زوال عقل بر اساس شاخص CAIDE (عوامل خطر قلبیعروقی، سالمندی و زوال عقل) حداقل ۶ امتیاز و سطح شناختی در حد میانگین یا کمی پایینتر از سطح مورد انتظار برای سن فرد انتخاب شده بودند.
شرکتکنندگان به دو گروه تقسیم شدند:
•گروه مداخله: دریافت برنامه دوساله شامل رژیم غذایی سالم با تأکید بر مصرف سبزیجات، میوهها، غلات کامل و کاهش چربیهای اشباع، ورزش منظم با تمرینات هوازی و قدرتی، تمرینات شناختی طراحیشده برای افزایش تواناییهای شناختی و کنترل دقیق عوامل خطر قلبی-عروقی مانند فشار خون و قند خون.
•گروه کنترل: دریافت مشاورههای کلی و غیر اختصاصی درباره سلامت عمومی، بدون دریافت برنامههای هدفمند.
تخصیص افراد به گروهها به صورت تصادفی و در قالب بلوکهای چهارتایی انجام شد و هیچ یک از شرکتکنندگان و ارزیابان از گروههای مداخله یا کنترل اطلاع نداشتند تا نتیجهگیریها معتبر و عاری از سوگیری باشد.
نتایج نشان داد که پس از دو سال، گروهی که مداخلات چندوجهی را دریافت کرده بود، تغییر بهتری در عملکرد شناختی نشان دادند و تفاوت این تغییر به لحاظ آماری معنادار بود (p=0/03). این به معنای تأثیر مثبت واقعی، هرچند نسبتاً جزئی، مداخلات چندجانبه در حفظ و بهبود عملکرد شناختی است.
از سوی دیگر، میزان ماندگاری شرکتکنندگان در مطالعه بسیار بالا بود (۸۸٪ ماندگار تا پایان مطالعه) که نشاندهنده امکانپذیری، قابلتحمل بودن و تعهد سالمندان به این نوع برنامهها است. عوارض جانبی به ندرت و عمدتاً شامل دردهای عضلانی و اسکلتی گزارش شدند که قابل مدیریت بودند.
این مطالعه نه تنها تأییدی بر اهمیت برنامههای چندجانبه در پیشگیری از زوال عقل است، بلکه به ما نشان میدهد که با ترکیب مناسب مداخلات تغذیهای، ورزشی، شناختی و کنترل پزشکی، میتوان مسیر پیشرفت بیماری را کند یا متوقف نمود. اهمیت این یافتهها زمانی بیشتر میشود که بدانیم هزینههای مستقیم و غیرمستقیم بیماریهای شناختی بسیار سنگین است و پیشگیری، هم برای فرد و خانواده و هم برای جامعه، مزایای اقتصادی و اجتماعی فراوانی دارد.
🌟نتیجه نهایی این است که امید واقعی و علمی برای مقابله با زوال عقل وجود دارد. ما امروز بیش از هر زمان دیگری مجهز به دانش، فناوری و برنامههای اثربخش هستیم تا روند افت شناختی را متوقف کنیم یا به تعویق اندازیم.
🧠مغزی هوشیار و توانمند، زندگیای پربار و آیندهای روشنتر را رقم میزند. اکنون زمان آن است که هر یک از ما با انتخابهای آگاهانه، از همین امروز با تغذیه متعادل، تحرک بدنی منظم، تمرین شناختی مستمر و مراقبت دقیق از عوامل خطر مسیر سلامت شناختی را هموار کنیم. این گامهای کوچک، کلید داشتن جامعهای سالمتر و فردایی بهتر برای نسلهای آینده خواهد بود.
📑منبع:
https://www.sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0140673615604615
*: WHO
**: G8 Dementia Summit
•گردآورنده محتوا: طیبه مکارمی
کارشناسی ارشد علومشناختی