افراد در این وضعیت چنان غرق در فعالیت میشوند که دنیای اطراف خود را فراموش میکنند؛ زمان برایشان متوقف میشود و حتی نیازهای جسمانی مانند خواب یا غذا خوردن را نادیده میگیرند. همین ویژگی باعث میشود که «بیشتمرکزی» هم یک «ابرقدرت» و هم یک «دام» باشد.
«بیشتمرکزی» چیست و چگونه عمل میکند؟
برخلاف تصور عمومی، ADHD به معنای «دامنه توجه کوتاه» نیست. همانطور که دکتر کاتلین نادو[1]، روانشناس برجسته میگوید، افراد مبتلا به ADHD یک «سیستم توجه نامنظم» دارند. آنها ممکن است در انجام وظایف روزمره بهشدت حواسپرت باشند، اما در عین حال، وقتی پای فعالیتی جذاب در میان باشد، تمرکز خارقالعادهای از خود نشان دهند.
برای کودکان، این تمرکز اغلب روی بازیهای ویدئویی یا تماشای تلویزیون است؛ برای بزرگسالان، روی شبکههای اجتماعی، خرید یا حتی پروژههای کاری. مسئله اینجاست که در غیاب یک عامل بیرونیِ قطعکننده، ساعتها میگذرد بدون آنکه فرد متوجه وظایف مهم دیگر یا روابط اجتماعیاش شود.
چرا مغز ADHD دچار بیشتمرکزی میشود؟
مطالعات نشان میدهد که علت اصلی این پدیده، سطح پایین دوپامین در لوب پیشانی مغز است. دوپامین، انتقالدهنده عصبی مسئول لذت، پاداش و انگیزه است. کمبود آن سبب میشود افراد مبتلا به ADHD نتوانند بهآسانی از یک فعالیت جذاب به یک کار کسلکننده اما ضروری تغییر جهت دهند.
دکتر راسل بارکلی[2] توضیح میدهد:
«اگر فرد مبتلا به ADHD کاری را انجام دهد که برایش پاداشدهنده باشد، بهسختی از آن دست میکشد. در حالی که دیگران بهطور طبیعی پس از مدتی سراغ فعالیت دیگری میروند، این افراد همچنان در همان مسیر باقی میمانند. مغز آنها به سمت فعالیتهایی کشیده میشود که بازخورد فوری ایجاد میکنند.»
به بیان دیگر، «تمرکز بیش از حد» همانقدر ریشه در بیتوجهی دارد که در توانایی توجه؛ مسئله، مشکل در «تنظیم توجه» است نه فقدان آن.
فواید «بیشتمرکزی»
ممکن است بیشتمرکزی در نگاه اول صرفاً یک مشکل به نظر برسد، اما در حقیقت پیچیدهتر است. این پدیده میتواند مزایای چشمگیری داشته باشد:
بهرهوری بالا: وقتی انرژی ذهنی بر فعالیت مفید متمرکز میشود، فرد میتواند در مدتزمان کوتاه کارهای زیادی انجام دهد.
خلاقیت و نوآوری: بسیاری از هنرمندان و دانشمندان گزارش دادهاند که توانایی غرق شدن در کار، به خلق آثار بدیع و ایدههای نو منجر شده است.
یادگیری عمیق: در فعالیتهایی که فرد به آن علاقهمند است، تمرکز شدید میتواند منجر به یادگیری سریعتر و ماندگارتر شود.
افزایش انگیزه: «بیشتمرکزی» میتواند همچون پاداشی برای تکمیل وظایف ناخوشایند عمل کند؛ فرد ابتدا کارهای ضروری را انجام میدهد و سپس اجازه میدهد خود را در فعالیت لذتبخش غرق کند.
به همین دلیل است که نادو میگوید: «بسیاری از دانشمندان و هنرمندان موفق، موفقیت خود را مدیون توانایی تمرکز طولانیمدت بر کاری میدانند که دوستش دارند.»
جنبههای منفی و چالشها
اما روی دیگر سکه، مخاطراتی است که این پدیده میتواند به همراه داشته باشد:
نادیده گرفتن مسئولیتها: وظایف مدرسه، کار یا حتی مراقبتهای فردی ممکن است کاملاً فراموش شوند.
کوری زمانی (Time Blindness)[3]: افراد در حالت بیشتمرکزی گذر زمان را از دست میدهند و ممکن است جلسات، قرارها یا ضربالاجلها را از دست بدهند.
انزوای اجتماعی: ممکن است روابط خانوادگی و دوستانه آسیب ببیند، زیرا فرد تمام توجه خود را صرف فعالیتی خاص میکند.
خطرات جدی: در موارد شدید، فرد حتی متوجه اتفاقات خطرناک اطراف خود نمیشود. نمونهای مشهور از زنی مبتلا به ADHD گزارش شده که چنان در پروژهای غرق شده بود که آتشسوزی خانهاش را نفهمید، تا وقتی که آتشنشانها او را بیرون کشیدند.
«بیشتمرکزی» در کودکان: چالش والدین و معلمان
کودکان مبتلا به ADHD بهویژه در معرض این پدیدهاند. وقتی در فعالیتی مانند بازی یا تماشای فیلم غرق میشوند، بیرون کشیدن آنها بهسادگی ممکن نیست. به توصیه دکتر کارول برِیدی[4]، والدین میتوانند با تعیین زمان مشخص و توافق قبلی با کودک، حدود این فعالیت را کنترل کنند.
اما کافی نیست که تنها محدودیت زمانی تعیین شود؛ والدین باید عملاً کودک را از این حالت خارج کنند. دکتر لری سیلور[5]، روانپزشک فوق تخصص کودکان، میگوید: «گاهی لازم است با یک لمس آرام، تکان دست جلوی صورت یا حتی ایستادن مقابل صفحه نمایش، کودک را از خلسه بیرون کشید. برای پایان دادن به فعالیت، بهتر است انعطاف داشته باشید و اگر امکان دارد صبر کنید تا یک وقفه طبیعی پیش بیاید، مثلاً پایان یک برنامه تلویزیونی. این کار نباید با خشم انجام شود، چرا که مغز کودک واقعاً پیام را دریافت نمیکند. تغییر توجه مانند بیرون کشیدن کسی از خواب است.»
نادو نیز تأکید میکند که آگاهیبخشی به کودک درباره نحوه عملکرد مغزش اهمیت دارد. وقتی کودک بداند چرا دست کشیدن از فعالیت برایش سخت است، پذیرش دخالت والدین یا معلم برای قطع فعالیت آسانتر خواهد شد.
راهکارهایی برای بزرگسالان
مدیریت بیشتمرکزی در بزرگسالان نیز به همین اندازه مهم است. دکتر بارکلی میگوید: «این نوع تمرکز شدید چیزی نیست که بتوانید فقط با اراده از آن خارج شوید.» پس شاید لازم باشد راهکارهایی برای آن داشته باشید. یکی از مؤثرترین روشها، ایجاد نشانههای بیرونی است!
•استفاده از تایمر یا زنگ هشدار برای یادآوری وظایف
•تنظیم پیامهای خودکار در رایانه یا تلفن
•درخواست کمک از همسر یا همکار برای قطع فعالیت در زمان مناسب؛
نادو مثالی میآورد از بیماری که آنقدر در کار با رایانه غرق میشد که همسرش مجبور بود شبها دوشاخه دستگاه را از برق بکشد تا او را متوقف کند!
چگونه «بیشتمرکزی» را به نفع خود مهار کنیم؟
بهترین رویکرد، مقابله با بیشتمرکزی نیست، بلکه هدایت آن به سمت اهداف مثبت است. اگر محیط کار یا مدرسه بهاندازه کافی جذاب باشد، توجه فرد مبتلا به ADHD نیز بهطور طبیعی در همان مسیر قرار میگیرد.
برای مثال، دکتر ویلیام سیرز میگوید: «کودکی با ADHD ممکن است به حفظ تاریخهای خشک علاقهای نداشته باشد، اما اگر از او بخواهید که نمایشنامهای درباره همان موضوع بنویسد و اجرا کند، بدرخشد.»
در بزرگسالان نیز شغلهایی که بازخورد فوری و مسئولیتپذیری عمومی دارند، میتوانند بهترین گزینه باشند. جالب آنکه حدود ۳۵ درصد افراد مبتلا به ADHD تا سن ۳۰ سالگی به سمت خوداشتغالی میروند، درصدی بهمراتب بیشتر از میانگین جمعیت.
نتیجهگیری
بیشتمرکزی در ADHD همانقدر که میتواند یک خطر باشد، میتواند فرصتی بینظیر نیز باشد. این پدیده، حاصل همان «سیستم توجه نامنظم» است که افراد را همزمان بهسوی حواسپرتی و تمرکز شدید سوق میدهد.
اگر این انرژی ذهنی مهار و به سمت اهداف درست هدایت شود، میتواند به ابزاری برای موفقیت فردی و حرفهای تبدیل گردد. اما اگر کنترل نشود، احتمال آسیب به روابط، کار و حتی سلامت جسمی و روانی بسیار زیاد خواهد بود.
بنابراین، کلید اصلی درک و مدیریت بیشتمرکزی، آگاهی، آموزش و ایجاد ساختارهای بیرونی است. تنها در این صورت است که این ویژگی منحصربهفرد، بهجای مانع، به یک مزیت بزرگ برای افراد مبتلا به ADHD تبدیل خواهد شد.
اگر شما هم گاهی این حالت را تجربه میکنید، با مراجعه به بخش سنجش شناختی وبسایت باشگاه مغز، و پاسخگویی به مقیاس توجه در زندگی روزمره (ELAS) یا مقیاس کنترل توجه (ACS) تمرکز خود را بسنجید.
📑منبع:
https://www.additudemag.com/understanding-adhd-hyperfocus
•گردآورنده محتوا: شیما اورعی
کارشناسی ارشد روانشناسی شناختی
[1] Kathleen Nadeau
[2] Russell Barkley
[3] مراجعه شود به مقاله کورزمانی (قرار دادن لینک مقاله)
[4] Carol Brady
[5] Larry Silver