آیا ترکیب اکسیژندرمانی و تمرین شناختی به بازتوانی پس از سکته مغزی کمک میکند؟
🧠 بر اساس گزارش سال ۲۰۲۵ سازمان جهانی سکته مغزی، سالانه نزدیک به ۱۲ میلیون مورد جدید سکته مغزی در جهان رخ میدهد. سکته مغزی تنها حرکت و تواناییهای جسمی را تحتتأثیر قرار نمیدهد؛ حافظه، توجه، تصمیمگیری و سایر تواناییهای شناختی نیز ممکن است آسیب ببینند. مشکلاتی که گاهی انجام سادهترین فعالیتهای روزمره را دشوار میکنند.
به همین دلیل، بازتوانی شناختی یکی از بخشهای مهم مراقبت از افراد پس از سکته مغزی است و پژوهشگران همچنان به دنبال روشهایی هستند که بتوانند اثربخشی این بازتوانی را افزایش دهند.
در پژوهشی که سال ۲۰۲۶ منتشر شد، گروهی از پژوهشگران به بررسی یک رویکرد ترکیبی پرداختند: اکسیژندرمانی پرفشار همراه با تمرین شناختی رایانهای. سؤال اصلی آنها این بود که آیا ترکیب این دو روش میتواند در مقایسه با استفاده جداگانه از هر کدام، به بهبود بیشتر عملکرد شناختی و استقلال فرد در زندگی روزمره منجر شود؟
اکسیژندرمانی و تمرین شناختی چگونه در کنار هم قرار میگیرند؟
در اکسیژندرمانی پرفشار (Hyperbaric Oxygen Therapy)، فرد در محفظهای مخصوص و تحت فشاری بالاتر از فشار معمول هوا، اکسیژن خالص تنفس میکند.
💡 ایده پژوهشگران این بود که اکسیژندرمانی ممکن است از فرایندهای انعطافپذیری عصبی (Neuroplasticity) حمایت کند؛ فرایندهایی که به مغز امکان تغییر و سازماندهی مجدد میدهند. از سوی دیگر، تمرینهای شناختی با درگیرکردن هدفمند برخی تواناییهای ذهنی، میتوانند فرایندهای یادگیری و سازگاری را تقویت کنند.
این توضیح، مبنای نظری ترکیب دو مداخله است و به معنای اثبات سازوکار آنها در پژوهش حاضر نیست.
در این مطالعه، تمرینهای رایانهای بر دو توانایی مهم متمرکز بودند: حافظه کاری و مهار پاسخ.
🎯 در یکی از تمرینها، فرد باید با دیدن یک نقطه سفید، کلیدی را فشار میداد، اما هنگام نمایش نقطه سیاه از پاسخدادن خودداری میکرد. این تمرین برای درگیر کردن توانایی مهار پاسخ طراحی شده بود.
در تمرین دیگر، شکلهایی بهترتیب روی صفحه ظاهر میشدند و فرد باید تشخیص میداد آیا شکل فعلی با شکل مشخصشده یا شکل مرحله قبل یکسان است. این تکلیف، حافظه کاری را درگیر میکرد.
پژوهش چگونه انجام شد؟
پژوهش در قالب یک کارآزمایی تصادفی کنترلشده انجام شد. شرکتکنندگان همگی نخستین سکته مغزی خود را تجربه کرده بودند و دستکم شش ماه از زمان سکته آنها گذشته بود.
بیماران به چهار گروه تقسیم شدند: گروه دریافتکننده مراقبت معمول، گروه اکسیژندرمانی، گروه تمرین شناختی رایانهای و گروهی که هر دو مداخله را دریافت میکرد.
همه شرکتکنندگان درمان پزشکی و بازتوانی شناختی معمول را دریافت کردند. مداخلات اضافی نیز طی چهار هفته و در مجموع ۲۰ جلسه اجرا شدند. هر جلسه تمرین رایانهای حدود ۳۰ دقیقه و هر جلسه اکسیژندرمانی، با احتساب مراحل افزایش و کاهش فشار، ۱۰۰ دقیقه طول میکشید.
نتایج چه چیزی را نشان دادند؟
🔍نتایج نشان داد بیمارانی که هر دو مداخله را دریافت کرده بودند، در مقایسه با سه گروه دیگر، بهبود بیشتری در نمره شناختی کلی و استقلال در فعالیتهای پایه روزمره داشتند.
پژوهشگران برای ارزیابی شناخت از آزمون کوتاه ارزیابی وضعیت شناختی (MMSE) استفاده کردند. همچنین، توانایی انجام فعالیتهای روزمره مانند غذا خوردن، لباسپوشیدن، حمامکردن و جابهجایی را با شاخص بارتل (Barthel Index) سنجیدند.
اما آیا این بهبودهای رفتاری با تغییراتی در فعالیت مغز نیز همراه بودند؟
برای بررسی این موضوع، پژوهشگران از طیفسنجی عملکردی نزدیک به فروسرخ (fNIRS) استفاده کردند؛ روشی که با اندازهگیری تغییرات اکسیژندارشدن خون در نواحی سطحی مغز، امکان بررسی غیرمستقیم الگوهای فعالیت مغزی را فراهم میکند.
نتایج نشان داد در گروه ترکیبی، اتصال عملکردی میان قشر پیشپیشانی پشتیجانبی چپ و بخش مثلثی شکنج پیشانی تحتانی چپ، در مقایسه با گروه مراقبت معمول، افزایش بیشتری داشت.
منظور از اتصال عملکردی، میزان هماهنگی تغییرات فعالیت میان دو ناحیه مغز است؛ نه لزوماً وجود ارتباط ساختاری بیشتر میان آنها.
بااینحال، تفاوت گروه ترکیبی با گروههایی که تنها یکی از مداخلات را دریافت کرده بودند، در این شاخص مغزی از نظر آماری معنادار نبود.
پژوهشگران همچنین مشاهده کردند که افزایش این اتصال عملکردی با بهبود نمره شناختی ارتباط داشت. البته این همبستگی که با استفاده از دادههای همه شرکتکنندگان بررسی شده بود، بهتنهایی نشان نمیدهد که تغییر اتصال مغزی علت بهبود عملکرد شناختی بوده است.
این یافتهها چه اهمیتی دارند؟
این پژوهش شواهد اولیهای ارائه میدهد که نشان میدهند ترکیب اکسیژندرمانی پرفشار و تمرین شناختی رایانهای ممکن است رویکردی امیدوارکننده برای بازتوانی شناختی پس از سکته مغزی باشد.
بااینحال، برای نتیجهگیری قطعی هنوز زود است. مطالعه در یک مرکز و با نمونهای نسبتاً محدود انجام شده و شرکتکنندگان پس از پایان مداخله در بلندمدت پیگیری نشدهاند. بنابراین مشخص نیست بهبودهای مشاهدهشده تا چه مدت باقی میمانند.
از سوی دیگر، ارزیابی شناخت عمدتاً بر آزمون MMSE متکی بوده است؛ آزمونی که برای سنجش دقیق برخی تواناییها، بهویژه کارکردهای اجرایی، محدودیت دارد.
نتایج این مطالعه از ادامه پژوهش درباره مداخلات ترکیبی حمایت میکنند، اما هنوز برای اثبات اثربخشی پایدار این روش یا توصیه عمومی آن به همه بیماران کافی نیستند.
📑منابع:
مقاله اصلی:
Liu et al. (2026). Hyperbaric oxygen therapy combined with computerized cognitive training improves global cognition and functional independence post-stroke: A randomized controlled trial. Journal of NeuroEngineering and Rehabilitation, 23, Article 192.
DOI: 10.1186/s12984-026-01992-x
منبع آمار جهانی:
Feigin et al. (2025). World Stroke Organization: Global Stroke Fact Sheet 2025. International Journal of Stroke.
مطالعه گزارش سازمان جهانی سکته مغزی
•گردآورنده محتوا: مهسا ایمانی